حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
376
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
همدان بسلطنت نشاند و خود به سمت اتابكى زمام امور را در دست گرفت و برادرش قرل ارسلان سپهدارى لشكر را در عهده داشت و اين دو برادر ممالكى را كه پدرشان ايلدگز مسخّر و از تعرّض مدّعيان فارغ ساخته بود تا سال 582 كه تاريخ فوت جهان پهلوان است به خوبى اداره ميكردند . هنگاميكه جهان پهلوان مرد طغرل سوّم كه جوانى بود شجاع و تربيت يافته و خوشطبع و نامجو و بحدّ رشد رسيده خواست كه از زيربار تكليف مظفّر الدين قرل ارسلان خود را آزاد كند و جمعى از امراى جهان پهلوان هم با او همدست و يار شدند و طغرل از شهر ساوه در شبى كه قزل ارسلان باجراى آداب عروسى خود با زوجهء برادرش دختر اينانج شحنهء سابق رى مشغول بود گريخت و به طرف سمنان رهسپار شد قزل ارسلان در عقب او شتافت ليكن در دامغان از همراهان سلطان شكست خورد و بهمدان برگشت و از آنجا در 583 بآذربايجان رو كرد و طغرل پس از مدّتى اقامت در طبرستان بهمدان مراجعت نمود و بالاستقلال سلطان شد . در رسيدن بآذربايجان اتابك قزل ارسلان از ناصر خليفهء عبّاسى براى دفع طغرل كمك خواست و خليفه را از قصد طغرل ترساند ناصر هم سپاهى گران بهمراهى وزير خود در اوايل سال 584 به يارى قزل ارسلان به طرف همدان فرستاد قزل ارسلان نتوانست بموقع خود را بلشكر خليفه برساند و طغرل بسرعت ايشانرا در هشتم ربيع الاوّل اين سال منهزم كرد و سپاه وزير ناصر شكسته و موهون ببغداد گريختند . چون طغرل از جلوى سپاه خليفه بهمدان برگشت قزل ارسلان به آن شهر رسيده بود . در همدان بين طرفين جنگ درگرفت و يك ماه اين حال دوام داشت تا آنكه لشكر قزل ارسلان بىپا شدند و اتابك بجانب اسدآباد رفت . طغرل هم فرصت را مغتنم شمرده خود را بآذربايجان رساند تا بممالك اصلى اتابك دستاندازى كند . در اين فاصله قزل ارسلان با لشكر ديگرى كه ناصر بمدد او فرستاده بود بر همدان استيلا پيدا كرد و در رجب 584 سنجر بن سليمانشاه را بسلطنت برنشاند . حكومت اصفهان در اين تاريخ با پسر اتابك محمّد جهان پهلوان يعنى قتلغ اينانج